از دو دسته به دور باش مگر اینکه خود از آنان باشی : تهرانی جماعت و اصفهانی جماعت.
به تهرانی جماعت نزدیک نشو همانا خود را برتوتحمیل کرده روح تو را مسخور خودخواهی خود میکنند. به اصفهانی جماعت دلنبند همانا به خاطر منفعت خود به تو نارو خواهند زد.
از دو دسته به دور باش مگر اینکه خود از آنان باشی : تهرانی جماعت و اصفهانی جماعت.
به تهرانی جماعت نزدیک نشو همانا خود را برتوتحمیل کرده روح تو را مسخور خودخواهی خود میکنند. به اصفهانی جماعت دلنبند همانا به خاطر منفعت خود به تو نارو خواهند زد.
قانون مورفی : همیشه یه مزاحم هست که گند بزنه به کادر بندی عکاسیت
هر وقت حس کردی دندونت نیاز به مسواک داره، مسواک بزن. حتی اگه قبل از غذا باشه و یا حتی سالی یه بار باشه.
خیلی سخته که همش فکر کنی رابطه ات با یه نفر یک طرفه است. اون وقته که گاهی که زیاد بهت فشار میاره، تصمیم میگیری رابطه رو قطع کنی. و ناراحت کننده تر اینه که بعد از خراب شدن همه چیز تازه بفهمی اشتباه فکر میکردی و وجودت واسه طرف مقابل مهم بوده.
کاش یاد میگرفیتیم خیلی حرفا رو میشه زودتر زد.
اگر دیدید روزی خانم جوان خودکشی کرد بدانید و آگاه باشید فقط و فقط به خاطر حس حسادت لاینحلش بوده
به روزهایی فکر میکنم که میتونست طلایی بشه ولی نشد. روزهایی که شانس در میزد و من داشتم چرت میزدم.
ژانر دخترایی که پریود شدند و اعصاب مصاب ندارند.
پ.ن. این نوشته را جدی نگیرید. فقط یک ژانر بود.
وقتی فرندفید بالا نمیاد دقیق حسی به آدم دست میده که انگار برق خونه رفته و دیگه نمیتونی کسی رو ببینی.
We encountered an error on your last request. Our service is new, and we are just working out the kinks. We apologize for the inconvenience.
گاهی لازمه بری کلاس “ناز کردن” و “ناز خریدن” . واسه روحیت خیلی خوبه.
پ.ن. اولی برای دخترا نیاز شدیده و دومی برای پسرا حیاتی.
سعی نکن با همه دوست باشی. سعی کن با محدود افرادی دوست باشی که بهترین ها باشند.
+ ديديش؟
× نه نديدمش! نميخوام هم ببينمش. اصلا روي ديدنشو هم ندارم.
+ پس لاقل اينو ببينش :
21.
moniri.com (1041 readers)
72.
moniri.com (310 readers)
انسان ها انسانند. جدای از فکر و ایده و عقیده.
مهم شخصیت آنان است که بازتاب عقاید در رفتارشان است. به شخصیت بنگر نه عقاید محض.
قبل از نمایشگاه رسانه های دیجیتال: فرندفید و دسته هایش. بعد از نمایشگاه:
1. کسایی که عکاسی شدند. اینکه میگن هر چی امکاناته مخصوص پایتخت نشین هاست، همینه.
2. کسایی که عکسا رو دیدند. و کلی حسرت نبودن در جمع دوستان رو خوردند. تازه چون بین جمع عکاسی شونده نبودند زود همه یادشون رفته که کلا اینها هم وجود داشتند.
همه ميدونن اين وبلاگ رو مرد جوان ساخت. روزي رسيد که مرد جوان خيلي نااميد بود و نزديک رسيده بود وبلاگشو حذف کنه. خانم جوان فقط و فقط ميخواست بهش کمک کنه و وبلاگشو نگه داره. آخه خانم جوان معتقد بود نوشتن بهترين راه براي تسکين درده.
مدتيه مرد جوان آپلود نميکنه. خانم جوان هنوز به اميد بازگشت مرد جوان اين وبلاگ رو آپلود ميکنه. خانم جوان حاضر نيست دست به ترکيب وبلاگ بزنه. حتي آواتور ها هم به انتخاب مرد جوان بود و هست و تغيير نميکنه.
پ.ن. معذرت ميخوام اگه کامنت ها رو دير به دير چک ميکنم
متولدین هیچ فصلی به اندازه پاییزی ها نسبت به فصل تولدشون تعصب ندارند.
یادم باشه به تمام مادران زمین بگویم برای خودشان ، فرزندان کوچکشان و مهر مادریشان اسفند دود کنند که من عاشقانه آنان را دوست دارم.
چرا ادما دوست دارن همه دوستشون داشته باشن ولی گاهی خودشون ذره ای کسی رو دوست ندارن؟؟؟
هیچ وقت همسایه طبقه بالا از همسایه پایینی خبر دار نمیشه. ولی اگه ساختمان از لحاظ ساختاری مشکل داشته باشه طبقه پایینی ها حتی کوچکترین حرکت طبقه بالایی ها رو هم احساس میکنن.
این است اختلاف قشر طبقاتی در کشور ما.
هيچ چيز به اندازه دغدغه پول نميتونه يکي رو نااميد، پژمرده و پير کنه. به يه آدم هميشه شاد اگه يادآوري کني که قرض داره مطئنا اون روز ناشادترين روزش خواهد بود.
+ چرا وقتی آدم ناشناس مینویسه نوشته هاش بیشتر مورد توجه قرار میگیره؟
- شاید چون این جوری همه به نوشته دقت میکنن نه به نویسنده
چه لذتی داره وقتی میبینی مخاطب پستی تو هستی و یا فقط تو از حرفی سر در میاری. لذت شریک شدن یک راز
اگه يه خانمي خيلي دلش بخواد بره مراسم پرشين بلاگ ولي راهش دور باشه و حتما هم بايد تا شب برگرده چي کار بايد بکنه؟؟؟
پ.ن. خيلي دلم ميخواد برم! چون ميدونم خيلي از دوستاي وبلاگ نويسمو ميتونم ببينم. اين قدر دلم ميخواد برم که حتي بي خيال امتحان و کلاس هاي روز يکشنبه شدم. ولي الان بيشترين مشکلم دوري راهه
درس اول : مطلبت هر چه قدر هم که جذاب و مهم و مستند باشه، ميزان بازديدش رابطه مستقيم داره با اينکه چه ساعتي از روز پست بشه.
اگه ميخواي مطلبت به چشم بياد کافيه در ساعات شلوغي نت پابليشش کني
اين روزها اعضاي فرندفيد دسته دسته شدند:
1. پرايوت ها
اغلب مافيايي هستند. از دکتر مجيدي گرفته تا ميلاد و زهرا اچ بي و غيرو
2. مزيدي و دوستانش
هر شب منتظر ميشينن ببينن مزيدي چه خواب تازه اي ديده. پوري و شانديز پايه ثابت ها هستند
3. سياسيون و تحليل گر ها
از کمانگير گرفته تا وحيد انلاين و سميه توحيدلو، حتي پويا شوقي
4. آق فري و شرکا و دوستان
ف، ف، ف، م، م، الف و غيرو ؟؟ اغلبشون قرار ملاقات پارک ساعي رفتند
5. بسيجي مسلک ها
اغلب اسمشون با محمد شروع ميشه و البته اسم و فاميلشونو به فارسي نوشتند. از وقتي قضيه بلاک کردن زياد شده اين دسته بيشتر از بقيه دور افتادن
6. بي دسته ها
که از اين دسته بندي بدشون مياد پس کسي رو تحويل نميگيرن (خود من)
7. و البته لايکر ها که همه رو تحويل ميگيرن و همه هم دوستشون دارن
از تنهاترين و سلما گرفته تا غيره
جالبه که اگه کمي دقت کني ميبني به غير از گروه آخر، بقيه دسته ها فقط زير فيد اعضاي دسته خودشون لايک و کامنت مي هِلَند (مصدر هليدن به معناي گذاشتن)
اصلا ادم روحيه بده خوبي نيستم. به خصوص اگه طرف مقابل زيادي نااميد باشه و از موضعش کوتاه نياد. اون وقته که به کل خودمم از زندگي نااميد ميشم.
پ.ن. يکي اون شيشه سيانور رو بده بهم! امشب باز ميخواستم به يکي روحيه بدم!
آدمي که نشه روي قولش حساب کرد اصلا به درد دوستي و اعتماد کردن نميخوره.
بدترين نتيجه مسابقه فوتبال وقتيه که دو تيم مساوي کنن. اونم به مدت 4-5 سال متوالي
گاهي خوبه آدم به صفحه دوستانش در 360 سر بزنه و عکساشونو ببينه. آخه پيدا ميشن دوستاني که طي اين همه سالدوستي هيچ وقت بدون حجاب (در مورد دختر ها) و يا بالاتنه لخت (در مورد پسرها) نديديشون و الان لازمه ببيني
dhi,
هيچي هيجان انگيز تر از اين نيست که پستي رو هنوز پابليش نکرده توي گوگل ريدر ببيني
تولد مينا بود، يکي از دوستاش از عکس هاي مينا يه کليپ درست کرده بود و به عنوان هديه بهش داد. اندازه پادکست هاي تولد بچه هاي وبلاگستان هيجان انگيز بود
هيچ وقت مجبور نيستي به هيچ سوالي و يا حرفي پاسخ بدي
پ.ن. از شخصيت اول داستان «چراغ ها را من خاموش ميکنم» هم به خاطر همين خصوصيتش خوشم اومد.
وقتي پوست يکي شبيه پوست مرغ شد چهار حالت داره :
1. يا سرماش شده
2. يا صداي ناخن کشيده شدن روي تخته رو شنيده
3. يا صحنه احساسي ديده
4. يا دستشويي داره